کیان و نوژان

پسرم بزرگ شده

سلام به پسر قشنگم و دوستای خوبم امیدوارم تو این روزای  زمستونی دلاتون گرم باشه و حالتون خوش... چند وقتیه احساس میکنم خیلی بزرگتر شدی و خیلی چیزا رو میفهمی پسر کوچولویی که اصلا نمیخواستم وارد دنیای بزرگترها بشه و همیشه حتی وقتی از چیزی سوال میپرسیدی کوتاه جوابتو میدادم و نمیزاشتم زیاد قاطی مسائل بزرگترها بشی، خدا رو شکر خیلی هم خوب جواب داد و تو همیشه به جای حرفای گنده زدن و قاطی بحث بزرگترا شدن مشغول بازی بودی و تو دنیای خودت غرق میشدی حالا بزار دیگران هی بچه هاشون و مثال بزنن که خیلی میفهمن و حرفای این مدلی و اون مدلی میزنن ... اصلا برام مهم نیست ... مهم اینه که تو حالا حالا ها وارد دنیای ما نشی.... من کیف میکنم ...
21 دی 1393

یلـــــــــــــدا

  دو قدم مانده که پاییز به یغما برود این همه رنگ قشنگ از کف دنیا برود هر که معشوق برانگیخت گوارایش باد.... دل تنها به چه شوقی پی یلدا برود؟ گله ها را بگذار! ناله ها را بس کن! روزگار گوش ندارد که تو هی شکوه کنی! زندگی چشم ندارد که ببیند اخم دلتنگ تو را..... فرصتی نیست که صرف گله و ناله شود! تا بجنبیم تمام است تمام!! مهر دیدی که به برهم زدن چشم گذشت.... یا همین سال جدید!!! باز کم مانده به عید!!! این شتاب عمر است.... من و تو باورمان نیست که نیست.... ...
24 آذر 1393

بچه یا بچه ها؟؟؟

سلام به همه دوستای خوبم و پسر قشنگم امروز اومدم تا برای پسر خوبم یه جریانی و تعریف کنم و براش بنویسم تا وقتی بزرگ شد علت تصمیم مامان باباش و بدونه این که یه مامان بابایی تصمیم به بچه دار شدن بگیرن حالا بچه اول یا دوم و چندم فرقی نمیکنه این یه تصمیم بزرگ و مهمه که همه زندگی رو تحت تاثیر قرار میده و خوب از روزی هم که اون بچه تو وجود مادرش شکل میگیره تا ابد یه مسئولیت بزرگ و مهم با پدر و مادر میمونه ...... بزرگ شدن یه بچه ،ادب کردنش، تامین کردنش ،درس خوندش و ..... همه و همه از چشم پدر و مادر دیده میشه و مامان باباها باید همیشه و همیشه حواسشون به هزارتا مورد ریز و درشت در مورد بچه ها باشه مسئ...
22 آبان 1393

عشق

من اما از تو ممنونم همین که هستی و به خاطر سلام کردن به تو هر روز بیدار می شوم همین که هستی و من را به این فکر میبری که پیشترهای نبودنت،چرا نفس میکشیدم؟     امروز اومدم اینا رو برات نوشتم تا بدونی من همیشه و همیشه عاشقتم همیشه و همیشه دوست دارم حتی اگر حساسیت من روی غذا خوردنت و بدونی و بازم غذات و نخوری حتی وقتی بعد از اینکه 2 ساعت تمام غذات جلوته و حتی نصفش و هم نخوردی و با عصبانیت سرت داد میزنم همون موقع از عشق زیادم به تو که انقدر عصبانی میشم میترسم ضعیف بمونی و زمستون که شد مدام مریض باشی مثل پارسال که بیمارستان بستری شدی و من تو اون 24 ساعت اول ...
2 شهريور 1393

همیشه در کنار توام تا عاشق تو باشم

همیشه در کنار توام تا تو را درک کنم همیشه در کنار توام تا همراه تو بخندم همیشه در کنار توام تا با تو گریه کنم همیشه در کنار توام تا با تو حرف بزنم همیشه در کنار توام تا همراه تو فکر کنم تا با تو آینده را برنامه ریزی کنم گرچه شاید همیشه همراه هم نباشیم خواهش میکنم بدان که همیشه در کنار توام تا عاشق تو باشم. سوزان پولیس شوتز ...
19 خرداد 1393

احساسات باارزشند!!!

همیشه میپنداشتم کارهای روزانه من بسیار حیاتی هستند گفته های روزانه ام بسیار ضروری هستند و آموخته های روزانه ام بس هیجان انگیز ولی حال در میابم آن چه هرروز حس میکنم از هر چیز دیگری باارزش تر است وعشق من به تو ژرف ترین احساسات من است از تو به خاطر عشقت متشکرم عشق تو باارزش ترین و زیباترین بخش زندگی من است.   سوزان پولیس شوتز     ...
5 خرداد 1393

خوشبختی در کنار توبودن

هر گاه که تصمیمی مهم میگیرم آن را با تو در میان می گذارم هر گاه که روزی سخت دارم در کنار تو بودن دشواری اش را از یادم می برد هر گاه که دلسرد می شوم از آنچه می کنم می توانم همیشه به دلگرمی های تو تکیه کنم هر گاه برای من پیشامد نیکی رخ می دهد شادمانی تو نیکی آن را دوچندان می کند هر گاه رویاهای نو در سر دارم می توانم به پشتیبانی تو تکیه کنم هر گاه که میبینم در پی انجام کاری اشتباه هستم تنها بوسه ای از تو مرا به راه راست باز می گرداند بدان خاطر که می فهمم هیچ چیز در زندگی پر ارزش تر از عشق تو نیست ...
17 ارديبهشت 1393

در جواب فرزندم....

سلام به همه دوستای خوبم این شعر و حتما بخونید البته من خودم دختر ندارم اما واقعا من و تحت تاثیر قرار داد (البته فکر نمیکنم دختر و پسر داشته باشه اگه میگفت فرزند کاملتر بود)   در جواب دخترم که پرسید:چرا مرا به دنیا آورده ای؟ زیرا سال های جنگ بود و من نیازمند عشق بودم برای چشیدن طعم آرامش زیرا بالای سی سال داشتم و میترسیدم از پژمردن پیش از شکفتن و غنچه دادن زیرا طلاق واژه ایست تنها برای مرد و زن نه برای مادر و فرزند زیرا تو هرگز نمی توانی بگویی: مادر سابق من حتی وقتی جنازه ام را تشیییع میکنی و هیچ چیز،هیچ چیز در این دنیا نمی تواند ...
16 ارديبهشت 1393